تبلیغات
دایره المعارف نامهای ایرانی - نام پسران حرف (و ) صفحه 1
ردیف نام ریشه زبانی شرح و معنی
1 واتیار کردی  سخنگو(نگارش کردی : واتیار)
2 واجد عربی   دارنده، دارا، از نامهای خداوند
3 واحد عربی   یگانه، آن که در نوع خود بی نظیر و منحصر به فرد است
4 وادا آشوری   مکان مقدس
5 وادان فارسی   نام روستایی در نزدیکی دماوند
6 وادگان فارسی   نام شخصی در وندیداد
7 وادیار کردی  اینطور که پیداست، ظاهر امر(نگارش کردی : وادیار)
8 واران یونانی   نامی که مورخان یونانی به پادشاهان ایرانی که نامشان بهرام بوده داده اند
9 واران کردی  باران(نگارش کردی : واران)
10 وارتان ارمنی   نام پسر بلاش اول پادشاه اشکانی
11 واردان فارسی   نام دادوری در زمان اردشیر بابکان پادشاه ساسانی
12 وارونا سنسکریت   نام یکی از خدایان هندو
13 واسپور فارسی  لقب نجبا و شاهزادگان اشکانی و ساسانی، نام دانا و هنرمندی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی
14 واسپوهر فارسی  واسپور،لقب نجبا و شاهزادگان اشکانی و ساسانی، نام دانا و هنرمندی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی
15 واصف عربی   به اندازه لازم و مورد نیاز، کافی، وفاکننده
16 وافی عربی   به اندازه لازم و مورد نیاز، کافی، وفا کننده
17 والا عربی   بالا عزیز، گرامی، محترم، دارای ارج و اهمیت،اصیل، نژاده
18 والی عربی   حاکم، پادشاه،از نامهای خداوند
19 وامق عربی   نام مردی که عاشق عذرا بود
20 وانان فارسی   نام روستایی در نزدیکی شهرکرد، نام یکی از پادشاهان اشکانی
21 وانتیار فارسی   نام پسر ایرج به نوشته بندهشن
22 واهب عربی   عطاکننده، بخشنده، از نامهای خداوند
23 وتار کردی  مقالة، سخنرانی(نگارش کردی : وتار)
24 وثوق عربی   اعتماد، اطمینان
25 وجاسب فارسی  دارنده اسب بزرگ، نام پسر هباسپ از خاندان کیانی
26 وجیه الله عربی   دارای قدر و منزلت خداوند
27 وحدت عربی  یگانگی، اتحاد،تنهایی
28 وحید عربی   یگانه، یکتا، بی نظیر
29 وحیدالدین عربی  بی نظیر و یگانه در دین، نام دانشمندی از معاصران خاقانی
30 وخش فارسی   روشنایی، نام چهاردهمین جد آذرباد مهراسپند
31 وخش داد فارسی   داده روشنایی، یکی از سرداران هخامنشی
32 ودود عربی   بسیار مهربان، از نامهای خداوند
33 وراز فارسی   گراز که در ایران باستان نشانه زورمندی بوده است
34 ورازاد فارسی   از شخصیتهای شاهنامه، نام فرمانروای سپیجاب که جزو قلمرو افراسیاب تورانی بوده است
35 ورازبنده فارسی   بنده نیرومند،از نامهای ساسانیان
36 ورازپیروز فارسی   آن که نیرومند و پیروز است، آن که در زورآزمایی پیروز است
37 ورازتیرداد فارسی   نام آخرین فرمانروای ارمنستان از خاندان مهرگان
38 ورازداد فارسی   دارنده زور و نیرومندی، نام یکی از شاهزادگان اشکانی فرماندار ارمنستان در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی
39 ورازمهر فارسی   از نامهای زمان ساسانیان
40 ورازنرسی فارسی   از نامهای زمان ساسانیان
41 وردانشاه فارسی   نام جد مرداویج
42 وردین آشوری   گلهای بسیار
43 ورزا فارسی   نام پسر فرشید، پسر لهراسپ پادشاه کیانی
44 ورزاک فارسی   نام پدر مهرترسه وزیر یزدگرد اول پادشاه ساسانی
45 ورزان کردی  محافظ، نگهبان ، فصلها(نگارش کردی : وةرزان)
46 ورزگمهر فارسی   بزرگمهر، بسیار مهربان، نام وزیر انوشیروان پادشاه ساسانی
47 ورزمیار کردی  حامی اهورا مزدا(نگارش کردی : وةرمةزیار)
48 ورزیار کردی  برزگر(نگارش کردی : وةرزیار)
49 ورزیر کردی   برزگر(نگارش کردی : وةرزێر)
50 ورشاد فارسی   وظیفه و مقرری
m