تبلیغات
دایره المعارف نامهای ایرانی - نام پسران حرف (ب ) صفحه 2
ردیف نام ریشه زبانی شرح و معنی
1 باهرام فارسی   بهرام، نام ستاره مریخ ، نام روز بیستم از هر ماه شمسی در ایران قدیم ، نام فرشته موکل بر مسافران و روز بهرام ، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام یکی از فرزندان گودرز گشواد که در دربار کاووس پادشاه ‏کیانی بود
2 باهک فارسی   نام جد آذرباد ماراسپند
3 باهوز کردی  گردباد(نگارش کردی : باهۆز)
4 باهیف کردی  بادام(نگارش کردی : باهێڨ)
5 بایا فارسی   بایسته، ضروری
6 بایتگین ترکی   از امرای سلطان مسعود غزنوی
7 بایرام ترکی   عید، جشن،ترکی شده پدرام
8 بایزید کردی   با ایمان، مۆمن ، نام عارفی مشهور کرد زبان «بایزید بسطامی» ، نام شهری درکردستان(نگارش کردی : بایزید)
9 بایف کردی  بادام(نگارش کردی : بایةڨ)
10 ببک ترکی   مردمک چشم
11 بتام کردی  خوشمزه(نگارش کردی : بةتام)
12 بتاو کردی  سریع(نگارش کردی : بةتاو)
13 بجرگ کردی  کنایه ‏از آدم بیباک وشجاع(نگارش کردی : بةجةرگ)
14 بحیرا عبری   نام عابدی نصرانی که بیست سال قبل از نبوت پیامبر، در حوالی شام با پیامبر مصادف شد و علائم نبوت را در پیشانی پیامبر دید و بشارت داد که در آینده به پیامبری مبعوث خواهد شد
15 بخت آفرین فارسی   آفریننده بخت و اقبال، نام پدر هیربد شهریار
16 بختیار فارسی   خوشبخت، سعید، نام استاد رودکی در موسیقی
17 بختیار کردی  کسی که شانس و اقبال با او یار است ، خوشبخت ، تخلص شاعر کرد «علی اصغر خان سالارشریف»(نگارش کردی : بةختیار)
18 بختیاری کردی   خوشبختی، کامرانی ، یکی از تیرةهای بزرگ کرد لرستان ، یکی از لهجةهای زبان کردی(نگارش کردی : بةختیاری)
19 بخش علی فارسی,عربی   بخش (فارسی) + علی (عربی) ،کسی که نصیب و بخت از علی(ع) یافته ، بخشیده شده از سوی علی(ع)
20 بخشان کردی  منتشر کردن(نگارش کردی : بةخشان)
21 بخشینر کردی  سخی،بخشنده،سخاوتمند(نگارش کردی : بةخشێنةر)
22 بدرالدین عربی   ماه دین
23 بدیع الزمان عربی   آن که زمان خود یگانه و بی نظیر است
24 برآلین کردی  نام گیاهی خوشبو است کة مصرف طبی دارد(نگارش کردی : بةرزاڵێن)
25 براخاس کردی  دوست دانا و عاقل(نگارش کردی : براخاس)
26 براخاص عربی,کردی   برا (کردی) + خاص( عربی) برادر خاص
27 برادر کردی   اخوی، داداش ، کنایه ‏از رفیق(نگارش کردی : برادةر)
28 برادوست کردی   دوست صمیمی ، نام یکی از قبایل کرد ، نام کوهی در کردستان ، نام منطقةای در کردستان(نگارش کردی : برادۆست)
29 برام کردی  خوشبو(نگارش کردی : بةرام)
30 برانوش فارسی   از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار رومی در زمان شاپور ذوالاکتاف پادشاه ساسانی
31 براو کردی  زمینی کة بوسیله ‏چشمة یا رودخانه ‏آبیاری شود(نگارش کردی : بةراو)
32 براهام عبری   ابراهیم
33 براهام فارسی   نام مردی در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی
34 براهیم عبری  ابراهیم
35 برپرس کردی  مسئول. رئیس(نگارش کردی : بةرپرس)
36 برتاو کردی  جای آفتابگیر(نگارش کردی : بةرتاو)
37 برته فارسی   از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی از خاندان لواده، در زمان کیکاووس پادشاه کیانی
38 برجاسپ فارسی   از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران تورانی
39 برچاو کردی   منتظر ، زیبا ، پدیده(نگارش کردی : بةرچاو)
40 برداش کردی  نتیجه(نگارش کردی : بةرداش)
41 بردان فارسی   نام یکی از پادشاهان اشکانی
42 بردل کردی  صبحانه(نگارش کردی : بةردڵ)
43 بردیا فارسی   نام دومین پسر کوروش پادشاه هخامنشی و برادر کمبوجیه
44 برز فارسی   قد و قامت، نام یکی از دو برادری که به یاری اردشیر بابکان پادشاه ساسانی برخاستند و او را به خانه خود بردند
45 برزآذر اوستایی-پهلوی   مرکب از برز( شکوه، جلال) + آذر( آتش)، نام برادر برز
46 برزآفرین فارسی,کردی  تشویق بزرگ(نگارش کردی : بةرزئافةرین)
47 برزام فارسی   نام جد مانی
48 برزان کردی  نگا «بارزان»(نگارش کردی : بةرزان)
49 برزاو کردی  مد دریا(نگارش کردی : بةرزاو)
50 برزفر فارسی,کردی  دارای قامتی با شکوه،بلند پرواز ، از سرداران کرد دوره ‏هخامنشی(نگارش کردی : بةرزةفڒ)
m