تبلیغات
دایره المعارف نامهای ایرانی - نام پسران حرف (ص)
ردیف نام ریشه زبانی شرح و معنی
1 صائب عربی  راست و درست، رسا، رساننده، نام شاعر نامدار قرن یازدهم در دوره صفویه(صائب تبریزی)
2 صائم عربی   روزه گیر، روزه دار
3 صائن عربی   محافظ، نگاه دارنده
4 صائن الدین عربی   آن که حافظ و نگهدارنده دین است
5 صابر عربی   صبور، شکیبا، از نامهای خداوند، نام شاعر نامدار قرن ششم، ادیب صابر
6 صاحب عربی   دارنده، مالک، دارا،سرور،همنشین، یار
7 صادق عربی   راستگو،راست و درست، راستین،نام امام امام ششم شیعیان
8 صارم عربی   شمشیر تیز، قطع کننده، برنده، مرد دلیر، دلاور
9 صاعد عربی   بالارونده، صعودکننده، نام یکی از مردان افسانه ای عرب باستان
10 صالح عربی   شایسته و درستکار، نیک، خوب، دارای اعتقاد و عمل درست دینی، نام پیامبر قوم ثمود
11 صایب عربی   صائب،راست و درست، رسا، رساننده
12 صاین عربی   صائن، محافظ، نگاه دارنده
13 صباح عربی   بامداد، صبح‎ ‎‏ ، روز، نام دعائی منسوب به علی(ع)
14 صبار عربی   بسیار صبرکننده، صبور، از نامهای خداوند
15 صدرا عربی,فارسی  مرکب از صدر (عربی به معنای بالا) + الف فاعلی (فارسی) - بالا برنده،ارج دهنده،نام حکیم محمدبن ابراهیم بن یحیی شیرازی معروف به ملاصدرا
16 صدرالدین عربی   دارای برتری دین، مقدم و پیشوای دین
17 صدران فارسی,عربی   صدر(عربی) + ان(فارسی) رؤسا و بزرگان
18 صدوق عربی   راستگو، صدیق، دوست
19 صدیده آشوری   مهم
20 صدیق عربی   بنده خالص خداوند ، بسیار راستگو و درستکار، لقب یوسف(ع) پسر یعقوب(ع)
21 صدیقا عبری   نام آخرین تن از سلسله یهود
22 صفا عربی   یکرنگی، خلوص، صمیمیت، نام یکی از گوشه های موسیقی ایرانی،نام کوهی در مکه
23 صفار عربی   رویگر، نام سلسله ای در ایران که سر سلسله آن یعقوب پسر لیث است
24 صفاعلی عربی   آن که خلوص و پاکی ای چون علی(ع دارد، لقب ظهیرالدوله مؤسس "انجمن اخوت" در دوره ناصرالدین شاه
25 صفدر عربی,فارسی   صف(عربی) + در(فارسی) ، مردجنگی، دلاور، صف شکن، از القاب علی(ع
26 صفر عربی   نام ماه دوم از سال قمری، نام کوهی در نزدیکی مدینه
27 صفی الدین عربی   برگزیده دین، نام عارف نامدار قرن هشتم، صفی الدین اردبیلی
28 صفی الله عربی   برگزیده خداوند، لقب آدم(ع)
29 صفیعلی عربی   برگزیده علی(ع)
30 صلات عربی   دعای بنده به سوی خداوند ، نماز
31 صلاح الدین عربی   موجب نیکی آیین، نام یکی از بزرگان و عرفای قرن هفتم که از مریدان مولانا بود
32 صمد عربی   بی نیاز، غنی، مهتر، از نامهای خداوند، از اسماء حسنی
33 صمدالله عربی   خداوند بی نیاز
34 صمصام عربی   شمشیری که خم نگردد، شمشیر برّان
35 صمیم عربی   صمیمی، میانه، وسط، اوج و نهایت شدت یا ترقی چیزی
36 صنعان عربی   طبق روایت شیخ عطار در منطق الطیر، نام عارفی بزرگ که هفتاد مرید داشت
37 صنم بر عربی,فارسی   صنم(عربی) + بر(فارسی) مرکب از صنم( بت )+ ( آغوش)
38 صیاد عربی   شکارچی
39 صیام عربی  روزه داشتن
40 صدر عربی  بالاترین ، اعلاترین در هر چیز
m