تبلیغات
دایره المعارف نامهای ایرانی - نام پسران حرف (ك) صفحه 2
ردیف نام ریشه زبانی شرح و معنی
1 کلباد فارسی   از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر ویسه برادر پیران پهلوان تورانی
2 کلیم عربی  هم سخن، سخنگو، لقب موسی(ع)
3 کلیم الله عربی  آن که خداوند با او سخن گفته است، لقب موسی(ع)
4 کمال عربی   آخرین حد چیزی، نهایت،بی عیب و نقص بودن،خردمندی، دانایی
5 کمال الدین عربی  کامل در دین، سبب کمال دین، نام یکی از نقاشان معروف اواخر دوره تیموری و اوایل دوره صفوی، کمال الدین بهزاد
6 کمال الملک عربی   آن که موجب کمال سرزمین و ملک است، لقب یکی از تقاشان بزرگ ایران در دوره قاجاریه، محمد غفاری
7 کمانگیر فارسی   کماندار
8 کمبوجیه فارسی   نام پسر کوروش پادشاه هخامنشی
9 کمیل عربی  نام پسر زیاد ازیاران علی (ع) نام دعائی منسوب به کمیل پسر زیاد
10 کنارنگ فارسی   فرماندار، حاکم، لقب مرزبان ابرشهر در زمان ساسانیان
11 کندر فارسی   صمغی خوشبو،از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان تورانی سپاه ارجاسپ وزیر لهراسپ پادشاه کیانی
12 کندرو فارسی   از شخصیتهای شاهنامه، نام پیشکار ضحاک
13 کوت فارسی   از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر هزاره سرداران رومی و از یاران خسروپرویز پادشاه ساسانی
14 کوچک فارسی   دارای حجم اندک، ریز، نام یکی از گوشه های موسیقی ایرانی، لقب اردشیر پسر شیرویه پادشاه ساسانی
15 کورش فارسی  کوروش - نام سه تن از پادشاهان هخامنشی، کورش کبیر از مقتدر ترین پادشاهان ایران که تخت جمشید را بنا نهاد
16 کورنگ فارسی   نام پسر گرشاسپ از پادشاهان پیشدادی
17 کوروس فارسی   کوروش، نام سه تن از پادشاهان هخامنشی، کورش کبیر از مقتدر ترین پادشاهان ایران که تخت جمشید را بنا نهاد
18 کوروش فارسی   نام سه تن از پادشاهان هخامنشی، کورش کبیر از مقتدر ترین پادشاهان ایران که تخت جمشید را بنا نهاد
19 کوش فارسی   کوشش و سعی
20 کوشا فارسی   ساعی، تلاشگر
21 کوشاد فارسی   ریشه گیاهی خوشرنگ
22 کوشان فارسی  کوشا-ساعی تلاشگر
23 کوشیار فارسی   از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی در سپاه کیخسرو پادشاه کیانی
24 کولیار فارسی   نام روستایی
25 کوهرنگ فارسی   نام دره و رودخانه ای در زردکوه بختیاری
26 کوهسار فارسی   جایی که دارای کوههای متعدد است
27 کوهشاد فارسی   نام روستایی در استان هرمزگان
28 کوهیار فارسی   کوه نشین، نام برادر مازیار فرمانروای طبرستان
29 کوهین فارسی   منسوب به کوه، نام گیاهی که ریشه آن مانند ریشه نی است
30 کهار فارسی   گهار، از شخصیتهای شاهنامه، نام سرداری تورانی و جزو سپاه افراسیاب تورانی
31 کهرم فارسی   از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی در سپاه افراسیاب تورانی
32 کهیار فارسی   کوهیار، کوه نشین، نام برادر مازیار فرمانروای طبرستان
33 کهیلا فارسی   از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی در سپاه افراسیاب تورانی
34 کی آذر فارسی   مرکب از کی( پادشاه) + آذر( آتش)، نام یکی از مفسران اوستا در زمان ساسانیان
35 کی آرمین فارسی  آرمین
36 کی پیشین فارسی   از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از پسران کیقباد پادشاه کیانی
37 کی راد فارسی   پادشاه بخشنده
38 کی زاد فارسی   زاده پادشاه
39 کی گشتاسپ فارسی   گشتاسپ
40 کی منوش فارسی   از پادشاهان یا شاهزادگان پیشدادی بنا به روایت تاریخ سیستان
41 کیا فارسی   پادشاه سلطان، حاکم، فرمانروا
42 کیاجور فارسی   عاقل، فاضل و دانا
43 کیاچهر فارسی   آن که دارای چهره و صورتی شاهانه است
44 کیارخ فارسی  کیاچهر، آن که دارای چهره و صورتی شاهانه است
45 کیارزم فارسی   مرکب از کیا( پادشاه)+ رزم( نبرد)
46 کیارس فارسی   کیارش، از شخصیتهای شاهنامه، نام دومین پسر کیقباد پادشاه کیانی
47 کیارش فارسی   از شخصیتهای شاهنامه، نام دومین پسر کیقباد پادشاه کیانی
48 کیارنگ فارسی   رنگ پاکیزه و لطیف
49 کیازند فارسی   پادشاه بزرگ
50 کیان فارسی   پادشاهان، سلاطین، دومین سلسله پادشاهی از دوره تاریخ افسانه ای ایران
m